تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٣ - شرح آيات گونهاى ديگر از قتل
شرح آيات: گونهاى ديگر از قتل
[٦٨] «وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ- و آنان كه با خداى يكتا خداى ديگرى نمىگيرند ...» يعنى به هيچ سلطه مادّى سر فرود نمىآورند و گردن نمىنهند، و تسليم آنها فقط نسبت به خداست، و در منطق ايشان تنها اوست كه صاحب سلطه مطلق است نه ديگرى.
«وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ- و كسى را كه خدا كشتنش را حرام كرده- مگر به حق- نمىكشند و زنا نمىكنند ...» يعنى شخصى را كه ريختن خونش حرام است نمىكشند و مرتكب كار زشت زنا نمىشوند. امّا پرسش اين است كه چرا از زنا بيدرنگ پس از قتل ياد شده است؟
پاسخ اين است كه قتل دو گونه است
١- قتل از طريق گرفتن جان.
٢- قتل از طريق ربودن روح انسانيّت با بدى تربيت و جهت دادن، و نيز با از ميان بردن عقل و اراده در نفس انسان، پس اگر انسان عواطف نيكو و شخصيّت ايمانيش سلب شود بر او دشوارتر و سختتر از آن است كه با گرفتن جان يا ريختن خونش كشته شود.
در تفسير اين آيه كريم «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ/ ٤٨٤ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً [٣٦]- از اين رو بر بنى اسراييل مقرّر داشتيم كه هر كس كس ديگر را نه به قصاص قتل كسى يا ارتكاب فسادى بر روى زمين،
[٣٦] - المائدة/ ٣٢.