تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٢ - شرح آيات
از اين گونه قانع شدن مردم نسبت به ايمان خويش چه سودى جز بعضى مصالح محدود و حقير در اين دنيا مىبرد؟ و چه بسا كه حقيقت امر او روزى بر مردم نيز آشكار شود. مهمّ اين است كه خداوند از ما خرسند باشد.
قرآن حكمت آموز در اين آيه مقياسى اجتماعى براى باز شناختن منافق و دور و از مؤمن وضع كرده است و آن مقياس وحدت ايمانى است. پس اگر گروهى ادّعا كنند كه مؤمنند، آن گاه بر حسب خواهشها و مصالح شخصى خود به گروهها و فرقههايى چند تقسيم شوند، بيگمان آن ادّعاى ايشان سخيف و باطل است، زيرا مؤمنان را كلمهاى يكتا و يگانه گرد هم جمع مىكند كه همان كلمه توحيد و يكتا پرستى است، و در واقع پرهيزگارى محور فعاليّت و مظهر كردارها و زندگى ايشان است.
«وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ- هر آينه اين دين شما دينى است واحد، و من پروردگار شمايم، از من بترسيد.» [٥٣] «فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً- پس دين خود را فرقه فرقه كردند ...» براى شناختن مؤمنان ناگزيريم كه منافقان و دورويان را كه با آنان در تناقض و تضادّند بشناسيم، در حالى كه مؤمنان بر اساس ارزشها و رهبرى رسالتى متوجّه وحدت و يگانگى هستند، و با شتاب براى نيل به وحدت به تمام معنى كلمه مىكوشند، آن گروه ديگر در راه تفرقه و تقسيم رهسپارند. كلمه «فتقطّعوا» بيانگر مبالغه در تقطيع و گسيختگى و چندين دستگى است به گونهاى كه هر جماعتى همواره و پى در پى مورد تقسيم و تفرقه قرار گيرد.
/ ١٩٣ «كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ- و هر فرقهاى به روشى كه برگزيده دلخوش بود.» اساس در اين تفرقه و تقسيم شدن به اجزاء مختلف همانا فريفته شدن به نيرويى است كه هر يك از فرقهها از لحاظ افراد و مال و افكار نزد خود مىانگارند، در حالى كه مىبينيم مؤمنان از بيم پروردگارشان بيمناكند، نه دلخوش، آن گونه