تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٧ - شرح آيات
فرزند رسول خدا امشب زارى و گريهاى از تو ديدم كه هرگز نديده بودم و سبب آن را در نمىيابم. گفت: واى بر تو اى نازلى من امشب هنگامى كه در حال سجود بودم ديدم دستهاى از مردم با جامههايى كه ديدگان نظير آنها را نديده است برخاستند تا پيرامون مرا كه هم چنان در سجود بودم گرفتند. آن گاه بزرگ آنان كه ديگران از او حرف شنوايى داشتند گفت: آيا او همين است؟ گفتند: آرى. گفت: اى زيد مژده باد تو را كه در راه خدا كشته مىشوى و به دارت مىآويزند و مىسوزانندت، و از آن پس هرگز آتش دوزخ دامانت را نخواهد گرفت. من نالان و زارىكنان بيدار شدم. به خدا سوگند، اى نازلى من خوش دارم كه بارها و بارها مرا بسوزانند و در عوض خداوند كار اين امّت را اصلاح كند. [٢٧]/ ١٩٧ ب- پذيرفتن حق، بدين معنى كه مؤمنان اگر بر خطا بروند زود در مىيابند و از راه خطا باز مىگردند زيرا آنان حق را- و نه شخص خود را- محور زندگى خويش قرار دادهاند، و از خشوع و سر سپردگى ناشى از ايمان آگاهند و مىدانند كه تسليم شدن به حق در دنيا بهتر از تن سپردن به عذاب آتش دوزخ در آخرت است.
[٥٨] «وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ- و آنهايى كه به آيات پروردگارشان ايمان مىآورند.» آنان در برابر حقايقى كه در آيات خدا مىبينند سينهاى باز و آغوشى گشاده دارند، و بر اثر گروه بنديها و تقليدها و حزب سازيها، خود را از انجام دادن خيرات باز نمىدارند، بلكه در جست و جوى حق هستند، هر جا كه باشد، حتّى اگر مخالف مصالح يا آداب و رسوم يا خود پسندى شخص آنان باشد.
[٥٩] «وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ- و آنهايى كه به پروردگارشان شرك نمىآورند.» ج- توحيد و يكتا پرستى ايشان نسبت به خداوند در ديگر ابعاد و جوانب زندگى، از سياسى و اجتماعى و ... و ... جلوهگر مىشود. پس وقتى رهبريى را
[٢٧] - بحار الانوار، ج ٤٦، ص ٣٠٨.