تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٦ - حكمت فرود آمدن تدريجى قرآن
هم چنان كه خداى را در آفرينش خود سنّتى است كه پيامبرانى بفرستد كه حامل مسئوليّت رهنمايى بشر باشند، يا در سر هر قرن و در هر منطقهاى مصلحانى را بفرستد، در مقابل آن سنّت اوست كه در برابر هر رهبرىِ حقّى رهبرى باطلى نيز قرار دهد، و جنبههاى منفى مردم آنها را ضدّ رهبرى مكتبى در يك قطب گرد مىآورد، و اين همان چيزى است كه مردم روز قيامت از آن بيزارى مىجويند و مىگويند
«لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا- اى كاش ما فلان كس را دوست نمىگرفتيم».
پس اينجا نظامى است و آنجا نظامى، اينجا گرد آمدنى است و آنجا گرد آمدنى، اينجا وابستگى و پيوندى است و آنجا وابستگى و پيوندى، و بر ماست كه هشيارانه خطّ خود را بر گزينيم.
همچنين همراه با ابراهيم نمرود است، و همراه با موسى فرعون، و همراه پيامبر گرامى ما گردنكشان قريش قرار دارند.
«وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً- و پروردگار تو براى راهنمايى و يارى تو كافى است.» همانا در زندگى دو خطّ متناقض وجود دارد كه همان خطّ حق و خطّ باطل است. براى آن كه بشر به اشتباه دچار نشود و راه درست را گم نكند و بعد بگويد
اى پروردگار ما، براستى ما رهبرى حقّ را از رهبرى باطل باز نشناختيم، پروردگار ما بر عهده گرفته كه صفات هر يك از آن دو خط را بيان كند، و اين كار از طريق وحى او صورت مىگيرد كه اگر از آن پيروى كنيم به سوى حق هدايت مىشويم و به يارى خداى تعالى به يقين بر باطل پيروز مىگرديم.
/ ٤٢٦
حكمت فرود آمدن تدريجى قرآن
[٣٢] «وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً- كافران گفتند: چرا اين قرآن به يكباره بر او نازل نمىشود؟ ...» پس از آن كه تمام بهانههايشان شكست خورد، گفتند: ما از آن رو ايمان نمىآوريم كه اين قرآن به يكباره نازل نشده است، و اين امر دليل بر ناتوانى پيامبر