تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٦ - شرح آيات
مپنداريد». [٢٤] و لقمان پسر خود را اندرز داد و بدو گفت
«از خداى عزّ و جلّ بترس چنان كه اگر نيكى جن و انس را تقديم كنى باز هم تو را عذاب كند و چنان به خدا اميدوار باش كه اگر گناهان جن و انس را مرتكب شوى بازهم بر تو رحم خواهد كرد». [٢٥]/ ١٩٦ و ما در سيرت اولياء خدا مطالبى مىخوانيم كه ما را در نظر خويشتن (در مقايسه با ايشان) بسى خوار و كوچك مىسازد، ما نسبت به تكليف خود در كجاييم و تا كى از سرنوشت خويش غفلت مىورزيم، و نمىدانيم كه آيا ما را براى بهشت آفريدهاند يا سرانجام به كام آتش دوزخ خواهيم رفت؟! سعيد بن جبير درباره سيرت زيد بن على بن حسين- عليه السّلام- گويد
به محمد بن خالد گفتم: زيد بن على در دلهاى مردم عراق چه جايگاهى دارد؟ گفت: من از مردم عراق با تو سخن نمىگويم، ولى از مردى كه در مدينه به نازلى موسوم است با تو سخن مىگويم، وى گفت: من ميان مكه و مدينه با زيد هم سفر بودم. او نماز واجبش را مىگزارد و آن گاه ميان اين نماز و نماز ديگرش هم چنان نماز مىگزارد، و سر تا سر شب را نماز مىخواند و تسبيح مىگفت و تكرار مىكرد: «وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ [٢٦]- براستى كه بيهوشى مرگ فرا مىرسد. اين است آنچه از آن مىگريختى».
وى شبى بر ما به امامت جماعت نماز گزارد، سپس خود اين آيه را تا نزديك نيمه شب تكرار كرد، من بيدار شدم و ديدم كه او دستهايش را به سوى آسمان برداشته و مىگويد: پروردگار من، عذاب دنيا برايم از عذاب آخرت آسانتر است، سپس به آواز بلند بگريست. من برخاستم و به خدمتش رفتم و گفتم: اى
[٢٤] - نهج البلاغه، خطبه ١٩٢، ص ٢١٤.
[٢٥] - نور الثقلين، ج ٣، ص ٥٤٧.
[٢٦] - ق/ ١٩.