تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٠ - پاداش هجرت
آن است كه حق غصب شده خود را بطلبى و آن را به تو ندهند و حتى با سركوب و ترور مواجه شوى زيرا غاصبان حق تو راهى براى خاموش كردنت جز از بين بردن تو نمىيابند.
«ذلِكَ وَ مَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ- هر كس عقوبت كند هم چنان كه او را عقوبت كردهاند» يعنى مقابله كردن اعدام به اعدام، مثلى به مثلى، «ثمّ بغى عليه- آن گاه بر او ستم كنند» يعنى ستم كردن پس از آن كه حق مشروع خود را گرفت. «لينصرنّه اللَّه- حتما خدا ياريش خواهد كرد» در اين كلمه دو تأكيد براى محقق ساختن يارى خدا و پيروزى وجود دارد، لام تأكيد بر نخستين و نون تأكيد بر دوّمين قطعيّت و حتميّت پيروزى دلالت دارد.
«إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ- زيرا خدا عفو كننده و آمرزنده است.» عفو كننده و آمرزنده است در مورد آنچه شما تجاوز كردهايد، و دليل عفو و آمرزندگى او همان يارى او به شماست.
يكى از مفسّران از اين آيه انديشهاى مهمّ را استنباط كرده و آن اين است كه مبارزه و نبرد در اسلام قاعدهاى كلى نظير آنچه در ماركسيسم آمده نيست. بلكه حالتى است اضطرارى و ناگزيرانه. اسلام تو را دعوت مىكند كه كسانى را كه ستمى به تو كردهاند يا بعضى از حقوق سادهات را سلب نمودهاند ببخشى و مورد عفو قرار دهى. امّا وقتى كه آنها از حدّ سلب حقوق و ستمگرى تجاوز كردند و كارد را به استخوانت رساندند، آن گاه بر تو واجب است كه فرياد خود بر آورى و رو در روى آنها بايستى، پس مبارزه و نبرد تو براى خود نبرد و مبارزه نيست بلكه براى عدالت است و هر وقت حقّت را به تو باز گرداندند در آن حدّ تو نيز از مبارزه باز مىايستى. و مثل اين آيه است گفته خداى تعالى كه:/ ١١١ «وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً- كسى را كه خدا كشتنش را حرام كرده است مكشيد مگر به حق. و هر كس كه به ستم كشته شود، به طلب كننده خون او قدرتى دادهايم. ولى در انتقام