تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٠ - شرح آيات
تهديدهاى پياپى مانع شود! [٤٠] «وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَها بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً- و بر قريهاى كه بر آن باران عذاب باريده بوديم گذر مىكردند. آيا آن را نمىديدند؟ آرى، به قيامت اميد نداشتند.»/ ٤٣٩ اين قريه نشانى از نشانهاى خدا بود كه واجب است انسان از آن پند گيرد و چنان كه در حديث آمده همان قريه سدوم از آن قوم لوط بود، ولى آنها از آنچه از آثار آن مىديدند عبرت نگرفتند، نه بدان سبب كه آن را نديدند بلكه از آن جهت كه باور داشتند دنيا آخرين دور وجود است و حساب و رستاخيزى در كار نيست.
اين سنّت تنها كسانى را كه به وحى، اعمّ از كلّى و جزئى، كفر مىورزند در بر نمىگيرد، بلكه شامل هر كسى مىشود كه قرآن را كنار مىگذارد. و ما اين حقيقت را ياد آور مىشويم زيرا مشكل بسيارى از ما در اين است كه باور دارد اين هشدار و بيم دادن يا مژده رساندن منحصر به ديگران است و به او ربطى ندارد.
پس قرآن را مىخوانيم تا ديگران آن را بشنوند، و گويى ما به صرف لقلقه زبان كه دو عبارت شهادت را گفتهايم وظيفه خود را كاملا انجام داده و تمام كردهايم. هرگز ... بايد هر يك از ما بداند كه جز با كوشش بسيار و عمل جدّى ممكن نيست به درجه ايمان برسد، و بايد هر يك از ما معتقد باشد كه قرآن سخن گفتن خداست با او.
پس كسى كه قرآن را نمىخواند يا بدون انديشيدن بدان مىخواند، يا بدان مىانديشد امّا عمل نمىكند، يا به بخشى از آن عمل مىكند و به بخشى عمل نمىكند، يا به تمام آن عمل مىكند ولى بدون پى گيرى و تحمّل دشواريها، تمام اين افراد مشمول گفته خداى تعالى هستند كه: «إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً- اى پروردگار من، قوم من قرآن را ترك گفتند»، زيرا كسى كه پيشتر به قرآن كفر ورزيده از آن جهت نبوده كه سرشتش با سرشت ما تفاوت داشته، بلكه مثل او همچون هر بشرى است كه دشوارى ايمان به قرآن و اجراى آيات و