تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٩ - هدف دولت اسلامى
اجتماعى در پيش گيرد.
امّا پاسخ پرسش سوّم
الف: گروهى از مفسّران گفتهاند (استخلاف جانشين كردن) يعنى رفتن گروهى از مردم و در آمدن گروهى ديگر به جاى آنها.
ب: بعضى ديگر گفتهاند معنى استخلاف همانا گرامى داشتن مؤمنان به وسيله خداست بدين سان كه ايشان را پيشوايان و امامان مردم قرار مىدهد، تا به اجراى شريعت بپردازند، هم چنان كه پيامبران و سفارش شدگان و شايستگان «از» مؤمنان را پيش از ايشان جانشين ساخت.
واقع اين است كه جانشينى بدان معنى كه در تفصيل (الف) آمده معنايى تنگ و محدود براى اين كلمه است، چه همه مردم جانشين كسانى هستند كه پيش از اينان بودهاند، حتّى كافران نيز چنين هستند، و موجبى براى تخصيص وجود ندارد، زيرا خداوند به مؤمنان وعده خلافت عامّه داده است.
و به طور عموم جانشينى (و خلافت) در زمين همان رهبرييى است كه خداوند به گروهى از مردم مىبخشد، زيرا ايشان از ارزشهايى كه بر آنان نازل شده پيروى مىكنند.
در اين صورت واقع جانشينى (و استخلاف) يعنى دو امر
يكم: اين كه خداوند به مؤمنان سلطه و چيرگى مىبخشد و آن را به استوارى برايشان ممكن مىسازد.
دوم: اين سلطه جز به اذن خداوند نيست كه آن را تحقق بخشيده و بدان شرعيّت داده است.
/ ٣٤٩ «وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ- و دينشان را- كه خود برايشان پسنديده است- استوار سازد ...» پس سلطه آنان مانند هر سلطه ديگر مادّى نيست، بلكه سلطه ايست روحى كه ارزشهاى رسالت آن را فرماندهى و رهبرى مىكند.
«وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ- و وحشتشان را تبديل كند ...»