تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٦ - توبه تصميم گيرى است و كردار
كردار شايسته احساس مىكند. بدبخت تيرهبخت كسى كه از با پافشارى خود بر گناهان بدون توبه از آمرزش خدا محروم است. بيگمان گناهان بندگان هر قدر بزرگ و زياد باشد از رحمت خدا كوچكتر و كمتر است. در حديث مروى از امام باقر- عليه السّلام- در تفسير اين آيه آمده است
«روز قيامت مؤمن گناهكار را مىآورند تا در محلّ حسابرسى مىايستد، آن گاه خداى تعالى است كه خود به حساب او مىرسد و هيچ يك از مردم بر حساب او آگاهى نمىيابد كه گناهانش را بداند، حتى اگر به بديهاى خويش اقرار كند، خدا به كاتبان گويد: آنها را به نيكيها تبديل كنيد و به مردم بنمايانيد./ ٤٨٦ پس مردم در آن هنگام گويند: اين بنده را حتى يك كار بد نبوده است، سپس خدا امر مىكند او را به بهشت برند» [٣٨].
راستى را كه اميد به رحمت خدا مؤمن را چنان مىكند كه محبّتش نسبت به پروردگارش دم به دم بيفزايد و از نافرمانيهايش دور شود. از اين رو آيات قرآن و نصوص سنّت تأكيد بر خشنودى خدا را استفاضه مىكند. و حديث زير ميزان عطوفت پروردگار را به بندگان خود بيان مىكند، هم چنان كه مساهمت شناخت اين حقيقت را در اصلاح بشر نشان مىدهد. از امام رضا- عليه السّلام- روايت مىكنند كه: «به پيامبر خدا- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- گفتند: فلان هلاك شد كه گناهانى چنين و چنان را مرتكب مىشود. پيامبر خدا (ص) گفت: نه، بلكه نجات يافت، و خدا كار او را جز به نيكى به پايان نمىرساند، و خداوند بديهاى او را محو و به نيكيها تبديل خواهد كرد، زيرا او يك بار در راهى مىگذشت و به مؤمنى خفته برخورد كه عورتش آشكار شده بود و خود احساس نمىكرد، وى آن را بپوشانيد و از بيم آن كه وى شرمگين شود او را از پوشاندش آگاه نساخت، سپس آن مؤمن در بيدارى از ماجرا آگاه شد و بدو گفت: خدا پاداشت را افزون كند و آيندهات را كرامت بخشد، و در حساب با تو گفت و گو نكند، پس خدا دعاى او را در حق وى
[٣٨] - براى آگاهى از اين خبر بنگريد به همان مأخذ، ص ٣٤.