تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٥ - صورتهايى از عذاب
«براستى دوزخ دوزخيان را از مسافت يك سال راه فرا مىخواند». [٧] «إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً- كه چون از راه دور بيندشان جوشش و خروشش را بشنوند.» افزون بر اين، آنها به طور عادى وارد دوزخ نمىشوند، بلكه در آن فرو مىافتند، زيرا دوزخ در محلّى گود قرار دارد.
/ ٤٠٤ [١٣] «وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً- و چون دستها بر گردن بسته، در تنگنايى از آن افتند، به دعا مرگ خويش مىخواهند.» «مقرّنين» يعنى فروبسته به غل و زنجير، و «الثّبور» يعنى هلاك و مرگ.
اينجا اين آيه كريم گونههايى از عذاب دوزخ را براى ما تصوير مىكند، پس افزون بر سوختن به آتش عذابهايى ديگر بدين شرح وجود دارد
١- افكنده شدن از بلندى به زير: ممكن است انسان بتواند سقوطى را گرچه تقريبى به خيال آورد و تصوّر كند كه كسى كه از طبقه دهم ساختمانى به زير مىافتد، پيكرش با برخورد به زمين پياده و متلاشى و استخوانهايش خرد مىشود، امّا عقل محدود انسان نمىتواند فرو افتادن در دوزخ را به روز قيامت تصوّر و تخيّل كند، زيرا از ميان كسى كه به درون دوزخ افكنده مىشوند كسانى هستند كه هزار سال سقوط مىكنند تا به جايگاه مقدّر خود در آن برسند.
٢- جايگاه تنگ: كه در آن عذاب روحى شديدى است چنان كه فغان و شيون صاحبش را بلند مىكند، و در حديث آمده است
«سوگند به آن كه جانم به دست اوست: آنها چنان در آتش فشار مىبينند كه ميخ در ديوار فشرده مىشود» [٨].
٣- بسته بودن به غلها و زنجيرها: كه رنجهاى كلان سرانجام شوم با
[٧] - همان مأخذ، ص ٧.
[٨] - همان مأخذ، ص ٨.