تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٢ - زمينه كلى سوره
حق از باطل و روشنايى را فرو فرستاد.
بيگمان نجات مؤمنان دليل رحمتى است الهى كه به آنان اختصاص يافته، در حالى كه شيطان مىخواهد ما را با وسوسههاى خود، از جمله اين كه ايمان به بشر زيان مىزند، بفريبد. هرگز ... اينك اين مريم و پسر گرامى اوست كه پروردگار ايشان را در سرزمين امن و آسوده مأوى داد، و به انبياء فرمود كه از ميوههاى پاكيزه بخورند و كارهاى نيك كنند، و پروردگار يكتاى خود را بپرستند و به دستههاى متعدد منشعب و پراكنده نشوند، جز اين كه موضعگيرى كافران نسبت به نعمتها/ ١٤٣ و بلكه نسبت به رسالتهاى الهى بر خطا بود، آنجا كه دين خود را ميان خويش قطعه قطعه كردند. چرا؟ زيرا به نعمتها مغرور و از آنها شادمان شدند و پنداشتند كه اين دليل سلامت و درستى خط و مسير آنهاست در حالى كه درك نمىكردند.
و از برجستهترين صفات مؤمنان اين است كه: آنان از نعمتها مغرور نمىشوند و نه از صدقاتى كه به ايشان مىرسد. پس جزاى آن گروه پيشين چيست؟
جز عذابى خوار كننده كه بر سر شاد خوارانشان فرود آيد، پس آنها از پاى در آمدند و اين پاداش استكبار و بزرگى فروشى آنها بود.
قرآن حكمت آموز در همين سياق (آيات ٥١- ٧٧) يك سلسله بيماريهايى را كه به سبب پى در پى بودن نعمتها به قلب صدمه مىزند درمان مىكند، و بينشهايى به دست مىدهد كه مؤمنان از خلال آنها به زندگى و به نعمتهاى خدا در آن مىنگرند و بدين وسيله جز به ايمان و تسليم خود نمىافزايند.
سپس باز مىگردد و ما را ياد آور نعمتهاى خدا در حق ما مىشود (آيات ٧٨- ٨٠) و سياق مطلب اختصاص به بعدى مهم از درسهاى آخر سوره درباره ايمان به آخرت مىيابد زيرا آن نيز به خودى خود جزئى از ايمان است و در عين حال كامل كننده ايمان به خدا و شرط ايمان به رسالتها است.
پس خداست كه زنده مىكند و مىميراند، و تدبير زندگى مىكند، و در نتيجه او قادر است انسان را پس از آن كه خاك و استخوان پوسيده شده است