تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٥ - شرح آيات
اين آيه و آيات بعد از آن بر تفاوتهاى موجود ميان اجتماع مؤمن و اجتماعى ديگر كه بنا بر مصالح/ ١٩٥ شخصى بر اساس مال و افراد بنا شده تأكيد مىكند، و آن تفاوتها از اين قرار است
الف- بيم داشتن از كردار، بدين معنى كه مؤمنان هيچگاه اعمال نيك خود را به چيزى محسوب نمىدارند و همواره احساس تقصير خدمت و كوتاهى در عبادت آنان را بيمناك نگه مىدارد زيرا احساس مىكنند كه به خشنودى خدا نرسيدهاند، و اين احساس عزيمت و پافشارى آنان را بر تقديم چيزهايى افزونتر و به كار بردن اخلاصى نابتر وا مىدارد. امّا منافقان به اعمال خود دلخوش مىشوند و آنها را بزرگ مىشمارند و از آنجا كه خود را در حد كمال و دورى از گناه مىبينند انتقاد نسبت به خويشتن را نمىپذيرند، در حالى كه آن گروه مؤمن انتقاد سازنده را با كمال ميل استقبال مىكنند و مىپذيرند. تا آنجا كه خود خويشتن را متّهم به قصور و كوتاهى در عمل مىكنند كه شايد اشتباهى كرده يا غفلتى ورزيده باشند. محور اين مقايسه همان وجود بيم در دستهاى و فقدان آن در دسته ديگر است. پس مؤمنان هر چه انجام مىدهند هم چنان اراده انجام بقيّه آن را دارند و از تقصير در عمل بيمناكند و گريبان خود را از چنگ دوزخ رها نمىشمارند.
در نهج البلاغه از امير مؤمنان امام على- عليه السّلام- در توصيف مؤمنان آمده است: «اگر خدا رخصت كبر ورزيدن را به يكى از بندگانش مىداد، بيقين چنين منّتى را بر پيامبران گزيده و دوستانش مىنهاد، ليكن خداى سبحان بزرگى فروشى را بر آنان ناپسند ديد و فروتنيشان را پسنديد. پس پيامبران (از روى فروتنى) گونههاى خود را بر زمين چسبانيدند، و چهرههاى خود را به خاك ماليدند، و برابر مؤمنان فروتنى نمودند و خود مردمانى مستضعف بودند. خدايشان به گرسنگى آزمود و به سختى مبتلاشان فرمود، و با ترس و بيمها امتحانشان كرد و با زير و زبر كردنشان در سختيها، ايمانشان را پديد آورد. پس مال و فرزندان را ميزان خشم يا خشنودى خدا مينگاريد و آزمايش و امتحان او را نشانه توانگرى و توانايى