تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٤ - چندان برخوردارشان كردى كه ياد تو را فراموش كردند
اوّلا: به اين گونه كه اين امر سنّت الهى است كه در مورد پيامبران پيشين نيز جارى بوده و گذشته است، چه خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرده مگر آن كه غذا مىخورده و در بازارها راه مىرفته است.
و ثانيا: به اين كه، اين وسيلهاى براى امتحان مردم است كه آيا بر فرمانبردارى صبر و بردبارى نشان مىدهند يا نه.
«وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ- پيش از تو پيامبرانى نفرستادهايم جز آن كه طعام مىخوردند و در بازارها راه مىرفتند ...» پس پيامبر اسلام بدعتى نبود، بلكه آمده بود تا پايان بخش مسير فرخنده ممتدّ رسالتها باشد.
و جاهلان به يكى از سببهاى زير اين سنّت را در نمىيافتند
الف: به سبب نادانيشان از واقعيّت بشر، و پندارشان دائر بر اين كه انسان نمىتواند فرستاده و پيامبر پروردگار جهانيان باشد، كه البتّه هرگز اين پندار درست نبود ... انسان هر گاه پروردگار را بپرستد و از او فرمان برد نزد پروردگار با كرامت و گرامى است.
/ ٤١٤ ب: پندارشان دائر بر اين كه سزاوار است پيامبر توانگر صاحب قدرت باشد، و قرآن اين انديشه مبتنى بر تقديس ماده (و قدرت مادّى) را درهم شكسته و رد كرده است.
ج: به سبب جهلشان از حكمت آفرينش كه پنداشتند: خدا حتما و به جبر خواستار هدايت آنهاست، در حالى كه خداوند به حكمت رساى خود خواسته است آنها را به رغبت و ميل خودشان هدايت كند، نه به صورت حتمى و جبرى، و بدين سان آنها را با پيامبرى از جنس خودشان آزموده و به آنها فرمان داده كه از او پيروى كنند تا ببيند كه آيا آنها صبر و تحمّل (اطاعت از همنوع خود را) دارند.
«وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ- و شما را وسيله آزمايش يكديگر قرار داديم. آيا صبر توانيد كرد؟ ...»