تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٠ - از نشانههاى هستى
/ ٤٧٠ «وَ زادَهُمْ نُفُوراً- و بر گريزشان افزوده شد.» فرمان پيامبر به ايشان دائر بر سجده كردن به خدا جز براى گردآورى پراكندگى آنان نبود، تا آفتاب رحمت بر آنها بتابد و ابر لطف الهى آنها را به زير سايه خود گيرد، ولى به سبب ژرفى احساس آنها به ترساندن و بيم و مانند اين صفتهاى پست دور شدند و گريختند حتى از اين كلمه همچون شترى رميده فرار كردند.
اين گريز و نفرت بيانگر ميزان نادانى كسانى است كه در گرداب جهل غرق شده بودند، و آنان كه هنوز از نظر انديشه در عصر جاهلى به سر مىبرند هم چنان در آن گرداب مغروقند و دست و پايى مىزنند، و فرقى ميان اين دو نوع جاهليّت نيست جز اين كه يكى نو است و ديگرى كهنه.
پس اگر يك تن اهل رسالت برخيزد و شرق ملحد و خدا ناشناس، و غرب مشرك را به سجده كردن به رحمان، و انتشار صلح و عدل در اطراف زمين آباد فرا خواند، بدو نيز پاسخ مىدهند «و ما الرّحمن رحمان چيست؟»، خدا به آنها ستم نكرده است بلكه خود به خويشتن ستم مىكنند.
از نشانههاى هستى
[٦١] «تَبارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً وَ قَمَراً مُنِيراً- بزرگ و بزرگوار است آن كس كه در آسمان برجها بيافريد و در آنها چراغى و ماهى تابان پديد آورد.» شايد كلمه «بركة» در منطق جديد ما شبيه كلمه تكامل باشد، پس مبارك يعنى خير پايدار و گسترده، يا متكامل آن است كه رشد و نموّ مىيابد- و خدا والاتر از نموّ و باليدن است زيرا او- «كاملى است كه كمالى برتر از او نيست، زيرا صفت او را حدّى محدود، و وصفى موجود، و زمانى محدود» نباشد و اين گفته امام على (ع) است.
پس معنى «تَبارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً» چه مىشود؟