تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٩ - هنگامى كه بشر پروردگارش را تصور مىكند
/ ٤٦٩ اين خيال برخورد موجود در آن جامعه يونانى باستانى را منعكس مىسازد، زيرا وضع آنها انباشته از پيكار و روابطشان سرشار از كينه و دشمنى بود، و تصوّر كردند بدين سان خدا در تركيب مزاج و شعور همانند آنهاست «تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ- خدا بسى فراتر از آن چيزى كه وصفش مىكنند».
بدين گونه جامعه عربى پيش از اسلام تصوّر مىكرد، و هر گروهى بدانچه دارند دلشادند. از اين رو در حديث مروى از امام صادق (ع) آمده است
«اگر مورچه پروردگار خود را تصوّر مىكرد براى او دو شاخك مىانگاشت».
پس تا وقتى كه قضيه در حدّ تصوّر باشد، مورچه قدرت تصوّر پروردگار را دارد، ولى در حدّ امكان و شعور خود.
برخى از مسلمانان ساده لوح نيز به همين خطا دچار شدند و گفتند: خدا شخصى است كه ريش سفيد بلندى دارد، و بر دراز گوش مىنشيند تا در شبهاى جمعه به زمين فرود آيد، و بعضى از آنها هر شب جمعه دستهاى علف در حياط خانه خود مىنهادند، تا دراز گوش خدا آن را بخورد (سبحانه و تعالى عن الأمثال- او منزّه و والاتر از اين مثالهاست).
سبب اين تخيّلات تسليم شدن انسان به خيال محدود خود هنگام تصوّر خداست، پس گاه او را بر حسب واقعيّت و طبيعت خود چون انسانى تصوّر مىكند و او را چنين مىانگارد و گاه بر حسب واقعيّت جامعه و طبيعت آن دست به تخيّل مىزند، و وضع اجتماعى بر تصوّر او نيز منعكس مىشود، و از آنجا كه رابطه جامعه جاهلى با جامعه ايمانى رابطهاى است مادّى بىثمر است، و براستى براى آنها مقدور نيست كه تصوّر كنند رحمت و مهربانى صفتى از صفات خداست. پس شگفت نيست كه فرمان پيامبر را دائر بر سجود به رحمان رد كنند و بگويند: «و ما الرّحمن- رحمان چيست؟».
پس بعيد نيست از اين اسم تازه نسبت به واقعيّتشان در شگفت شوند، زيرا واقعيّت آنها انباشته از هراس و ترساندن و ديگر صفات زشت و خوار كننده است.