تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٣ - شرح آيات
شادمانى و دلخوشى همان نشانه غرور و فريفتگى است و پيداست كه حالت خودپسندى را منعكس مىسازد.
در واقع اين دلخوشى همان سبب مستقيم چند دستگى و تحزّب است. زيرا فرد را كوتهبينان نظر مىكند و فراخناى سينه او را تنگ و دشوار مىسازد، و هدفهايش را كوچك و بىمقدار و خودش را حقير و خوار و توانمنديهايش را سست و بىاعتبار مىكند.
چنين كسى خود خواه و خود پسند مىشود و براى ديگران فضيلت و ارزشى قايل نيست و هدفهاى بزرگى را كه نياز به وحدت و هماهنگى انبوه كوششها دارد نمىبيند و بدانها نمىنگرد و نمىانديشد.
[٥٤] قرآن اين گروه را كه خود پسندى و دلخوشى بر آنها غلبه كرده به غريقى تشبيه مىكند كه آب از هر سو او را فرا گرفته است.
«فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ- آنان را تا چندى در غوطه ورى در گمراهيشان رها كن.» پس چيزى جز صاعقه عذاب كه ناگهان بر سرشان فرود آيد، بيدارشان نمىكند.
[٥٥- ٥٦] پرسش اين است كه دلخوشى و شادمانى اين گروه براى چيست؟
براى آن كه نهايت آمال و آرزوهايشان اين است كه صاحب مال و فرزندان شوند، و از فرط خود خواهى و خويشتن پسندى از مال و فرزندان كه به آنها اختصاص دارد، مىبينى كه اين دو را مقياس و وسيله سنجش خير و صلاح قرار مىدهند، و مىپندارند كه اگر افكارشان درست نمىبود و خداوند از آنان خشنود نبود اين اموال و فرزندان را به دست نمىآوردند، و در نتيجه دستيابى آنان بر اين دو مزيّت در دنيا دليل صلاح آنان و دستيابيشان بر رستگارى در آخرت است، چنان كه يكى از گويندگانشان گفته است
/ ١٩٤ «هر گاه نزد پروردگارم باز گردم بيگمان خيرى بيش از آنچه اكنون دارم نزد او خواهم يافت».