تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٣٧ - چگونگى كودتاى سياسى سقيفه
مىآمدند. آنان پيراهنهاى صنعانى به تن داشتند، هر كس بر آنان مىگذشت وى را به شدت مىزدند و اگر او را مىشناختند دستش را به زور مىكشيدند و بر دست ابو بكر مىماليدند، چه مىخواست و چه نمىخواست. وقتى چنين ديدم از شدت اندوه و با توجه به غم حاصله از درگذشت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم، بكلى هوش از سرم رفت. با سرعت از ميان جمع بيرون پريدم تا كه به مسجد رسيدم، سپس نزد بنى هاشم آمدم، در خانه به رويشان بسته بود، به شدّت در زدم و گفتم: آهاى اهل خانه! فضل بن عباس در را برويم گشود، گفتم: مردم با ابو بكر بيعت كردند. عباس گفت: «آه! تا ابد دستهاتان بر خاك باد، بشما دستور دادم چه كنيد ولى مخالفتم كرديد». در آن حوالى درنگ كردم تا دردى كه در جانم بود تحمل نمايم. چون شب شد بسوى مسجد بيرون شدم، وارد مسجد گرديدم احساس كردم دارم همهمه قرآن خواندن رسول خدا را مىشنوم. از آنجا بيرون شدم و به سوى ميدان بنى بياضه رفتم، گروهى را ديدم كه با هم پچ پچ مىكنند، به آنان نزديك شدم، خاموش شدند، از آنان دور شدم، مرا شناختند ولى من نشناختمشان. مرا نزد خود فرا خواندند، نزدشان رفتم، ديدم كه مقداد و ابو ذر و سلمان و عمار بن ياسر و عبادة بن صامت و حذيفة بن يمان [١] و زبير بن عوام [٢] هستند و حذيفه مىگويد: به خدا سوگند آنان آنچه را به شما گفته
[١]حذيفة بن يمان، ابو عبد اللَّه (م ٣٦ ه)، از اصحاب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم و خواصّ حضرتش، و از اصحاب امام على عليه السّلام ن. ك: طوسى/ رجال ٣٧.
[٢]زبير بن عوام، مادرش صفيه دختر عبد المطلب، از نخستين كسانى كه با امام على عليه السّلام بيعت كرد و اندكى بعد به خاطر قدرت، پيمان شكست و بنيانگذار ناكثين گرديد. در پيكار جمل كشته شد.