تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٣٢ - متن
[خاطرهاى از گذشته على ع و رسول خدا ص]
(* مصدر روايت: مقداد.
* راوى: ابان از سليم.
* زمان حادثه: دوران حيات رسول در مدينه.
* مكان: مدينه.
* موضوع: خاطرهاى از گذشته على و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم* خاطرهاى از دوران نهضت، روزهاى پر بيم و اميد و ايمان و آرمان، از على و محمّد؛ دو خويشاوند شگفت، دو دوست، همراز، همدم، همدل، همدرد، فضايل على از زبان محمد صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم.
* حضور مظاهر نفاق و مهرههاى نفوذى جاهليت شرك در صف نهضت و در ميان ياران محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم)
متن:
ابان از سليم نقل كند كه گفت: از مقداد خاطرهاى در باره على عليه السّلام پرسيدم، گفت:
با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم به مسافرت رفته بوديم و اين زمانى بود كه هنوز حضرتش زنانش را به حجاب فرمان نداده بود. على عليه السّلام خادم رسول بود و حضرتش جز او خادمى نداشت. يادم هست كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم تنها يك روانداز داشت. عايشه همراه رسول بود. رسول خدا ميان على و عايشه مىخوابيد و تنها همان روانداز روىشان بود. آنك كه رسول خدا در شب براى نماز برمىخاست با دست خويش لحاف جاى خود را مىفشرد تا به زمين برسد و بدينسان ميان على و عايشه فاصله باشد.
سپس حضرت برمىخاست و نماز مىخواند. شبى على تب كرد كه نمىتوانست بخوابد. رسول خدا پا به پاى بيدارى على بيدار بود. گاه برمىخاست و نماز مىگذارد و گاه بر بالين على مىنشست و دلداريش مىداد و در چهرهاش مىنگريست تا كه صبح شد. وقتى با يارانش نماز صبح گذارد فرمود:
پروردگارا! على را شفا بخش و سلامت بدار، او از شدّت تب خواب را از سرم پراند. على خوب شد به گونهاى كه گويى اصلا بيمار نبوده است. سپس رسول خدا