مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٨٩ - ج
س ١٠٣٧
- مادرى پسر خود را در سن هفت روزگى در دادگاه مدنى خاص تحويل پدر مىدهد و كتبا و قانونا مىنويسد از حق حضانت شرعى خود كه دو سال مىباشد صرفنظر نمودم، هفت سال سپرى مىگردد حتى از حيات و موت بچه خود سراغى نمىگيرد، حالا دادخواستى را به خواسته استرداد طفل هفتساله به دادگاه داده كه من از جدائى پسرم به عسر و حرج افتادهام و تعدادى شهود از قبيل پدر، دائى، عمو، شوهر خواهر به دادگاه آورده كه اينها شهادت مىدهند من در عسر و حرج از جدائى فرزندم مىباشم و بايد فرزند پسر هفتسالهام به من برگردد بقدرى در عسر و حرج هستم كه اگر برنگردد مىميرم. آيا به استناد چنين شهود و گواهى دكتر، عسر و حرج شرعى ثابت مىشود؟
ج
١٠٣٧- حق حضانت پسر بچه تا دو سالگى با مادر است و بعد از صرف نظر كردن از حق خود و گذشت دو سال مادر حقى ندارد و مراقبت از فرزند و تربيت او فعلا با پدر است و كسى حق ندارد فرزند را از او بگيرد و او را از حق خود محروم گرداند و مسأله عسر و حرج حق شخص ديگرى را تغيير نمىدهد.
س ١٠٣٨
- زيد بعلت سوء اخلاق و رفتار زنش ناچار به طلاق شده است و از اين زن دو پسر يكى ٧ ساله و ديگرى ٥ ساله دارد و زن در خانه پدرش مىباشد، حضانت پسران با زيد است و زيد به ملاحظه اينكه اخلاق بد زن و تحريكات وى موجب بدآموزى پسران و اختلاف نشود، از ملاقات پسران با زن بدون نظارت خودش مانع مىشود و زن اصرار دارد پسران را بدون حضور زيد ملاقات كند. آيا جلوگيرى زيد از ملاقات پسران با زن بدون نظارت خودش شرعيت دارد يا خير؟
ج
١٠٣٨- با فرض آنكه در صورت ملاقات سبب فساد اخلاق پسرها مىشود منع از ملاقات، بدون نظارت مانع شرعى ندارد.