مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٠٩ - ج
اما بعد از گذشت پنج سال شوهر فوت نموده. آيا در اين صورت زن تمام مهر را مىبرد و يا بخاطر اينكه نصف مدت باقى است، نصف مهر را؟
ب- در فرض فوق اگر قضيه عكس شود و قبل از انقضاء تمام مدت، زن فوت نمايد، آيا شوهر بايد كل مهر را بپردازد يا نصف مهر را؟
ج
٨٥٤- هر دو فرض با تحقق دخول تمام مهر مستقر مىشود.
س ٨٥٥
- در نكاح منقطع، چنانچه شرط ميراث نيز ذكر شده باشد، در صورت فوت يكى از زوجين، ديگرى بعنوان وارث شناخته مىشود يا خير؟
ج
٨٥٥- بلى در صورت مفروضه، اگر شرط توارث شده، بموت يكى از آنها، ديگرى ارث مىبرد و اگر شرط ارث بردن خصوص زوج يا زوجه باشد، فقط آنكه دربارهاش شرط شده ارث مىبرد.
س ٨٥٦
- مردى زنى را بمدت يك سال صيغه كرده. زن به مرد گفته: يك سال صيغه مىشوم. مرد آمده پيش يك نفر روحانى اظهار مطلب نموده، روحانى اشتباها صيغه را دائم جارى كرده، مرد دانسته از خجالت به عالم چيزى نگفته و از ترس زن سابق اظهار نكرده، در اثر فشار زن سابق در مدت دو ماه، صيغه را فسخ كرده و قرارداد يك سال زن را داده است. بعد از يك سال زن شوهر ديگرى اختيار كرده، جريان اينها در شرع مقدس نبوى چطور است؟ آيا مرد گناهكار است يا آن روحانى كه صيغه را جارى نموده است؟
ج
٨٥٦- در فرض سؤال كه زن وكالت در عقد منقطع داده و وكيل اشتباها يا عمدا، ذكر مدت نكرده و زن از آن مطلع نشده و بعد از گذشتن مدت و عده، با مرد ديگر ازدواج كرده، ازدواج دوم صحيح است، ولى اگر زن در بين مدت مطلع شده كه عقد بدون ذكر مدت خوانده شده و مع ذلك امضاء و از شوهر تمكين