مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٣٤ - ج
بعدا متوجه مىشود كه قادر بر وظايف زناشوئى (دخول) نسبت به همسر و غير همسر نيست، ولى بعلت جهل به مسأله شرعى (فسخ) و فوريت آن، مدتى با او زندگى مىكند و بالاخره از طريق محاكم قانونى تقاضاى طلاق مىكند كه با توجه به عدم طلاق زوج، نتيجهاى حاصل نمىگردد. حال با توجه به عدم اطلاع زوجه از عنين بودن زوج و جاهل بودن او از موارد شرعى و قانونى (فسخ) و غيره ...
تكليف او را شرعا بيان فرمائيد كه مورد حاجت است.
ج
٩٠٨- در صورت جهل زوجه به خيار فسخ حق او ساقط نمىشود و پس از علم بحكم و موضوع حق فسخ دارد. اما بايد بحاكم شرع جامع الشرائط مراجعه كند تا حاكم يك سال به زوج مهلت بدهد، اگر در خلال آن يك سال زوج قدرت بر دخول پيدا نكند چه به اين زوجه چه بزوجه ديگر، و عنن او ثابت شود، آن وقت زوجه مىتواند عقد نكاح را فسخ نمايد، و با فسخ عقد نكاح زوجه آزاد مىشود و مىتواند بديگرى شوهر كند، و نيازى بطلاق نيست ولى نصف مهر المسمى را زوجه حق دارد كه زوج بايد به او بپردازد.
س ٩٠٩
- شخصى زنى را عقد كرد مبنى بر اينكه زن تحصيلات ابتدائى را داشته باشد، بعد از چند ماهى معلوم شد كه فاقد شرط بوده. سپس با مساعدت زوج پاياننامه دوره ابتدائى را گرفت، بعد از چند سال زوج متوجه مىشود كه حق فسخ داشته فورا فسخ مىكند. آيا اين فسخ مؤثر است يا خير؟ آيا مساعدت زوج در تحصيل شرط تأثيرى دارد يا خير؟ آيا تكليف مهر چيست؟
ج
٩٠٩- در فرض سؤال اگر در ضمن عقد ازدواج شرط شده كه زوجه تحصيلات ابتدائى را داشته باشد و يا عقد را مبنى بر شرط مذكور جارى كردهاند بطورى كه كالمذكور فى العقد باشد، چنانچه پس از عقد و اطلاع بر عدم وجود