مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٣٧ - ج
ج
٩١٣- الف- در صورتى كه زوج خود را بوصف همسر نداشتن معرفى كرده و ازدواج با او با قيد اين وصف در صيغه عقد يا مبنيا بر آن واقع شده باشد پس از كشف خلاف، زوجه مىتواند فورا عقد را فسخ نمايد و چنانچه قبل از معلوم شدن اين جهت زوج با او عمل زناشوئى انجام داده باشد مهر المسمى زوجه به ذمه اوست، و اگر گمان مىكرده كه او بىهمسر است و ازدواج مشروط بر آن نبوده است، زوجه حق فسخ ندارد و اختيار طلاق با مرد است.
ب- در صورتى كه وكالت منجز، به زوجه داده شده باشد طبق وكالت مىتواند خود را مطلقه نمايد و نسبت به مهريه اگر قبل از دخول طلاق واقع شود نصف و اگر بعد از دخول باشد تمام آن را طلبكار است مگر آنكه وكالت در طلاق خلع و بذل تمام يا بعض مهريه باشد.
ج- از جواب سؤال اول و دوم مطلب معلوم است.
س ٩١٤
- اين جانب جانباز جنگ تحميلى باستحضار مىرسانم كه ولىّ همسرم با ترفند اتهام من بجنون موفق به اخذ دادنامهاى مبنى بر فسخ نكاح من مىشود و زوجهام را وادار به فسخ مىكند البته با اعتراض اين جانب دادنامه مذكور از ديوانعالى كشور مردود شناخته شد و همسرم هم مىگويد كه من به جبر وادار به فسخ عقد شدم با توجه بمراتب فوق:
آيا زوجهام در عقدم باقيست؟ آيا ولىّ زوجه مجازند در مداخله يا خير؟ آيا دوباره خواندن صيغه عقد لازم است يا خير؟
ج
٩١٤- بطور كلى اگر زوج ديوانه نبوده و با صورتسازى، نسبت ديوانگى به او دادهاند فسخ عقد، باطل است و همچنين در صورت ديوانگى زوج، اگر زوجه را اكراه بر فسخ نمايند نيز فسخ باطل است.