مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٤٠ - س ٩٢٢
ست سنوات و قد بذلت له المهر «مقدما و مؤخرا» و النفقه و وعدني با لطلاق ثم لم يطلقني الى الان.
ج
٩٢٠- فى مفروض السؤال ان وصف الزوج فى المقاولة عند الخطبة بكونه متدينا و اوقع العقد مبنيا عليه بحيث عد كالمذكور في العقد ثم انكشف عدم كون الزوج متدينا فللزوجة خيار فسخ العقد و لا تحتاج البينونة الى الطلاق.
س ٩٢١
- شخصى چهارده سال قبل ازدواج كرده است و بچهدار نشده چند بار مراجعه كرده، دكترهاى متعدد گفتهاند شما صاحب فرزند نخواهيد شد بعد از اين مدت دختر ١٥ سالهاى را خواستگارى مىكند براى اينكه بچهدار شود خانواده دختر مىگويند شما زن داريد، به دروغ مىگويد دكتر گفته است كه زن من بچهدار نمىشود بعد از يك سال ازدواج ثابت مىشود به زن دوم دروغ گفته است چون نسخههاى قبلى و بعدى همه موجود است، حالا اين زن دوم حق فسخ عقد را دارد يا چون دروغ گفته عقد باطل بوده است؟
ج
٩٢١- در مورد سؤال، حرف دروغ گفتن موجب بطلان عقد و يا اختيار فسخ نيست گرچه دروغ گفتن حرام است. بلى چنانچه در متن عقد شرط نموده باشند و يا عقد را مبنيا بر شرط واقع ساخته باشند، در صورت تخلف شرط، زن اختيار فسخ دارد.
س ٩٢٢
- طبق فتواى حضرتعالى يكى از موارد فسخ نكاح، ابتلاء زوجه به (فلج بيّن) است، منظور از (فلج بيّن) چيست؟ و آيا اگر دخترى عارضه كمى در پا داشته باشد بطورى كه زوج، پس از اينكه چهار ماه هم با زوجه مراوده داشته و حتى با يكديگر به سفر رفتهاند، نفهميده، آيا چنين نقصى (فلج بيّن) مىباشد يا نه؟