مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١١٨ - ج
نماز مسافر
[احكام مربوط به خود نماز مسافر]
س ٣٣٢
- اگر كسى قم وطن او بوده مثلا بدون اعراض از وطن، تهران را چون محل كارش بوده وطن اتخاذى قرار داده، بعضى از بچههايش متولد قم هستند و بعضى در تهران متولد شدهاند، هنگامى كه بوطن اصلى مىآيند و مىخواهند كمتر از ده روز بمانند تكليف بچهها چيست؟ آيا فرقى بين متولدين قم و تهران هست يا خير؟
ج
٣٣٢- در فرض سؤال قم براى آنهائى كه در آنجا متولد شدهاند و مدتى سكونت داشتهاند وطن محسوب است، ولى آنهائى كه در تهران متولد شدهاند و قصد توطن در قم ننمودهاند، در قم حكم مسافر را دارند.
س ٣٣٣
- مبدأ مسافت را مىفرمايند سور بلد يا آخرين خانه بلد است، آيا انتهاى مسافت نيز سور بلد مقصد يا اولين خانه است، يا اينكه نفس خانهاى كه مقصد است؟ مثلا قصد سفر مىكند به بلدى اگر انتهاى سفر سور آن بلد باشد يا اولين منزل، آن سفر بمقدار مسافت نيست، ولى اگر انتهاى سفر خانهاى باشد كه مقصد اوست، آن سفر بمقدار مسافت است.
ج
٣٣٣- بلى انتهاى مسافت، اول بلدى است كه آن را قصد كرده است.
س ٣٣٤
- آيا تهران، كه معروف شده از بلاد كبيره است، احكامش براى متوطنين در آن و يا مسافرين از جهت قصد اقامه، حد ترخص، مبدأ و منتهاى مسافت شرعى و غير اينها، با ساير شهرها تفاوت دارد يا خير؟
ج
٣٣٤- تهران از جهت حكم با بلاد صغيره تفاوت ندارد، بنا بر اين چنانچه مسافر قصد اقامه ده روز كند، حكمش مانند كسى است كه در ساير شهرها قصد اقامه كند، يعنى: به هر جا كه تهران محسوب شود برود نمازش تمام و روزهاش