مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٣١ - ج
مسافر مىگيرد از شهرى مثلا از همدان بمقصد تهران و از تهران بمقصد ديگر، و مدت بيست روز يا يك ماه مسافرت او بطول مىانجامد، و بر مىگردد بشهر خود و ماشين را بشريك خود مىدهد، و او بيست روز يا بيشتر در خانه مىماند تا شريك او از مسافرت برگردد، باز نوبت بشريك اولى مىرسد، و بهمين منوال، آيا اين دو شريك كه به اين نحو رانندگى مىكنند نماز و روزه شان مثل ساير رانندگان است يا خير؟
ج
٣٦٧- در فرض مذكور كه بيش از ده روز در وطن مىمانند و بعد مسافرت مىكنند، نماز آنها در طول سفر شكسته است و روزه صحيح نيست.
س ٣٦٨
- دائم السفرى، بعد از ماندن ده روز در وطن، در سفر اول جنسى از وطن به كرج- كه بيش از هشت فرسخ است- مىبرد، و جنسش در كرج فروش نمىرود، به طهران مىبرد، آيا اين طهران بردن از مكانى بمكان ديگر رفتن، و موجب تمام خواندن نماز است يا خير؟
ج
٣٦٨- سفر اول از وطن به مقصد اول است، و از آنجا به مقصد ديگر سفر دوم محسوب است، و بايد نماز را تمام بخواند.
س ٣٦٩
- اين جانب نظامى و مدت ١٠ سال است در جبهه حق عليه باطل هستم، در اين مدت ٢٥ تا ٣٥ روز اقامتم در جبهه و ٢٠ روز در منزل است، در حالى كه نظامى هستم و شغلم رانندگى است بصورتى كه امكان دارد در طول مدت اقامت در جبهه، هر روز و يا چند روز در ميان، با ماشين به مأموريت بروم، تكليفم چيست؟
ج
٣٦٩- چون دائما ٢٠ روز در وطن توقف داريد دائم السفر محسوب نمىشويد، و بنا بر اين در مسافرت به جبهه نماز شكسته است.