مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٨٨ - ج
ج
١٠٣٣- در صورت مفروضه كه زوج يقين به كفر زوجه دارد لازم است دختر خود را از زوجه بگيرد و حق حضانت مادرى كه كافر باشد ساقط است.
س ١٠٣٤
- خانمى با شخصى ازدواج كرده، پس از مدتى خانم متوجه مىشود كه شوهرش على عليه السّلام را خدا مىداند. كار به دادگاه مىكشد، دادگاه فرزند او را كه پسر است به پدر بر مىگرداند و دختر را هم به مادر داده تا مدت هفت سال پيش مادر بماند. آيا از نظر شرعى مىشود فرزند پيش مادر بماند تا از نظر عقيدتى لطمهاى به فرزندان نخورد.
ج
١٠٣٤- در فرض سؤال هر دو فرزند بايد نزد مادر بمانند و رد آنها به پدرشان جائز نيست، هر چند بعد از هفت سال باشد.
س ١٠٣٥
- اين جانب زوجه انقطاعى داشتم كه مدت او را بخشيدهام و از او يك دختر پنجساله دارم كه اگر در نزد مادرش بماند خطر از بين رفتن او وجود دارد. آيا من مىتوانم او را از مادرش بگيرم و در نزد خودم نگهدارى كنم يا خير؟
ج
١٠٣٥- بطور كلى اگر ثابت شود كه مادر تمكن ندارد كه از بچه مراقبت نمايد و در معرض خطر باشد پدر براى نگهدارى و حفظ او اولى است.
س ١٠٣٦
- زيد زنى را ١٠ سال متعه نموده و زن تعهد نموده اگر بچه متولد بشود كفيل خرج او مىشوم، بعد دختر بچهاى متولد شده و تقريبا سه سال روى همين قرارداد و تعهد، زن كفيل خرج بچه شده، بعد از سه سال زيد مابقى مدت زن را بخشيده و زن شوهر ديگر اختيار نموده. آيا زيد مىتواند بچه را از مادرى كه شوهر اختيار نموده بگيرد يا حق حضانت باقى است؟
ج
١٠٣٦- با فرض ازدواج مادر با ديگرى، حق حضانت او ساقط مىشود و حضانت دختر با پدر است.