مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٢٩١ - س ٨١١
دخترى را به عقد ازدواج خود در آورده بود، از جبهه نبرد رسيد. ولى آنچه بعنوان جنازه شهيد تحويل خانوادهاش شد، بكلى سوخته و غير قابل شناسائى بود. اما چند ماه بعد نامهاى از يكى از اسراى دربند رژيم بعثى عراق، كه از اهالى روستاى مجاور، بود رسيد دال بر اينكه شخصى با نام خانوادگى آنكه گفته شد به شهادت رسيده، اسير و دربند است. خانوادهاش با اسير ياد شده مكاتبه و تقاضا كردند نام و نام پدر اسير تازه را بنويسد. در جواب ضمن تأكيد بر نام خانوادگى و روستاى وى نوشته بود: ٢ ماه نزد ما بود و اكنون او را به جاى ديگر بردهاند.
حال با توجه به اينكه: اولا جنازه دفن شده اصلا قابل شناسائى نبوده و تنها به گواهى يك نفر از همرزمانش، بنام وى دفن شده است و ثانيا از روستاى مورد بحث با اين نام خانوادگى، هيچكس غير از شهيد مذكور نه اسير و نه مفقود الاثر شده است و ثالثا از قرار مسموع چندين هزار اسير در عراق هستند كه اجازه مكاتبه با خانواده خود را ندارند، استدعا دارد بيان فرمائيد: اولا تكليف همسر عقدى او چيست؟ آيا مىتواند با مرد ديگرى ازدواج كند؟ ثانيا تكليف خانواده در قبال نماز و روزه نوشته شده در وصيتنامهاش چيست؟
ج
٨١٠- در فرض مذكور زوجه بايد صبر كند و ازدواج او با ديگرى جائز نيست، و اولياء زوج فعلا نسبت به وصيتنامه، وظيفهاى ندارند.
س ٨١١
- شخصى از هر جهت مرد بوده ولى بعلت اينكه در خود احساس زن بودن مىنمايد به بيمارستانى در يكى از كشورهاى خارجه مراجعه و آثار مردى خود را در سينه و ميول و غير ذلك، مبدل باعضاء جنس اناث مىنمايد و بعد از اين جريان حتى شوهر مىكند و خود را صيغه مردى معلوم مىگرداند. بعدا اين