تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢ - هدايت و ضلالت از سوى خدا است
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ:" خداوند هر كس را بخواهد به راه راست هدايت مىكند".
و در آيه ٩٣ سوره نحل آمده است: وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ:
" ولى او هر كس را بخواهد هدايت مىكند و هر كس را بخواهد گمراه".
شبيه اين تعبير در مورد هدايت و ضلالت و يا يكى از اين دو در آيات زيادى از قرآن مجيد به چشم مىخورد [١] از اين بالاتر در بعضى از آيات صريحا هدايت را از پيامبر اسلام ص نفى كرده، به خدا نسبت مىدهد، چنان كه در آيه ٥٦ سوره قصص مىخوانيم: إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ:" تو هر كس را دوست دارى هدايت نمىكنى، ولى خدا هر كس را بخواهد هدايت مىكند"! و در آيه ٢٧٢ سوره بقره مىخوانيم: لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ:
" هدايت آنها بر تو نيست، ولى خدا هر كس را به خواهد هدايت مىكند".
مطالعه سطحى اين آيات و عدم درك معنى عميق آنها سبب شده است كه گروهى در تفسير آنها به" ضلالت" بيفتند، و از طريق" هدايت" منحرف شوند، و زير آوارهاى مكتب" جبر" مدفون گردند، حتى بعضى از مفسران معروف از اين آفت مصون نمانده، و در اين پرتگاه هولناك سقوط كردهاند، تا آنجا كه هدايت و ضلالت را در تمام مراحل، جبرى دانسته، و عجب اينكه چون تضاد اين عقيده با مساله عدالت و حكمت خداوند روشن بوده ترجيح دادهاند كه اصل عدالت را منكر شوند، تا اينكه خطاى خود را اصلاح كنند، اصولا اگر ما قائل به اصل جبر باشيم مفهومى براى تكليف و مسئوليت و ارسال رسولان و انزال كتب آسمانى باقى نخواهد ماند.
[١] به عنوان نمونه آيات فاطر ٨- زمر ٢٣- مدثر ٣١- بقره ٢٧٢- انعام ٨٨- يونس ٢٥- رعد ٢٧- ابراهيم ٤ را مىتوان نام برد.