تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٣ - تفسير آنها كه كلام خدا را تصديق مى كنند
و تبيينكنندگان مكتب آنها.
جالب اين كه بجاى" وحى" تعبير به" صدق" مىكند، اشاره به اينكه تنها سخنى كه هيچگونه احتمال دروغ و خلاف در آن نيست سخنى است كه از طريق وحى از ناحيه پروردگار نازل مىگردد، و تقوا و پرهيزگارى تنها در سايه تعليمات مكتب انبياء و تصديق آن در درون جانها شكوفا مىشود.
نخست مىفرمايد:" آنچه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنها موجود است و اين است جزاى نيكوكاران" (لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ).
گستردگى مفهوم اين آيه به قدرى است كه تمام مواهب معنوى و نعمتهاى مادى را شامل مىشود، آنچه در تصور و وهم ما بگنجد يا نگنجد؟.
بعضى در اينجا سؤالى مطرح كردهاند كه آيا اگر آنها تقاضاى مقامات انبياء و اولياء برتر از خود را بكنند نيز به آنها داده شود؟.
غافل از اين كه بهشتيان چون چشم حقيقتبين دارند هرگز به فكر چيزى كه بر خلاف حق و عدالت و بر خلاف اصل توازن" شايستگيها" و" پاداشها" است نمىافتند.
به تعبير ديگر امكان ندارد افرادى كه در درجات متفاوت در ايمان و عمل هستند جزاى مشابهى داشته باشند، بهشتيان چگونه آرزوى محال مىكنند؟، و در عين حال آنها از نظر روحى چنان هستند كه به آنچه دارند راضيند و هيچگونه حسد و رشك بر وجود آنان حاكم نيست.
مىدانيم پاداشهاى آخرت و حتى تفضلهاى الهى بر اساس شايستگىهايى است كه انسان در اين دنيا كسب مىكند، كسى كه مىداند ايمان و عملش در اين دنيا در سرحد ايمان و عمل ديگران نبوده هرگز آرزوى مقام آنها را نخواهد كرد،