تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٥ - تفسير قرآنى كه هيچ كژى در آن نيست
" آيا اين دو يكسانند"؟! (هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا).
و اينگونه است حال" مشرك" و" موحد": مشركان در ميان انواع تضادها و تناقضها غوطهورند، هر روز دل به معبودى مىبندند، و هر زمان به اربابى رو مىآورند، نه آرامشى، نه اطمينانى و نه خط روشنى.
اما موحدان دل در گرو عشق خدا دارند، از تمام عالم او را برگزيدهاند، و در همه حال به سايه لطف او كه ما فوق همه چيز است پناه مىبرند از ما سوى اللَّه چشم برداشته و ديده به او دوختهاند، خط و برنامه آنها واضح و سرنوشت و سرانجامشان روشن است.
در روايتى از على ع نقل شده كه فرمود
انا ذاك الرجل السلم لرسول اللَّه (ص)
" منم آن مردى كه همواره تسليم رسول خدا ص بود" [١] در حديث ديگرى آمده
الرجل السلم للرجل حقا على و شيعته
:" مردى كه حقيقتا تسليم بود على ع و شيعه او بودند [٢] و در پايان آيه مىفرمايد:" حمد و سپاس مخصوص خداوند است" (الْحَمْدُ لِلَّهِ).
خداوندى كه با ذكر اين مثلهاى روشن راه را به شما نشان داده، و دلائل واضح را براى تشخيص حق از باطل در اختيار شما قرار داده است، خداوندى كه همه را به اخلاص دعوت مىكند و در سايه اخلاص آرامش مىبخشد، چه نعمتى از اين بالاتر؟ و چه شكرى و حمدى از اين لازمتر؟
" ولى اكثر آنها نمىدانند" و با وجود اين دلائل روشن به خاطر حب دنيا و شهوات سركش به حقيقت راه نمىبرند (بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ).
[١] و [٢] حديث اول را" حاكم ابو القاسم حسكانى" در" شواهد التنزيل" و حديث دوم را عياشى در تفسيرش نقل كرده (مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث).