تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧ - تفسير شش پيامبر بزرگ ديگر
الهى را برده، و اوصاف برجسته آنها را كه مىتواند الگو و اسوه براى همه انسانها باشد به طور فشرده بيان مىدارد.
جالب اينكه براى اين شش پيامبر بزرگ شش توصيف مختلف ذكر شده كه هر كدام معنى و مفهوم خاصى دارد.
نخست روى سخن را به پيامبر اسلام ص كرده مىگويد:" به خاطر بياور بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را" (وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ).
مقام" عبوديت" و بندگى نخستين توصيفى است كه براى آنها ذكر شده، و به راستى همه چيز در آن جمع است، بندگى خدا يعنى وابستگى مطلق به او، يعنى در برابر اراده او از خود ارادهاى نداشتن، و در همه حال سر بر فرمان او نهادن.
بندگى خدا يعنى بىنيازى از غير او، و بىاعتنايى به ما سوى اللَّه، و تنها چشم بر لطف او دوختن، اين همان اوج تكامل انسان و برترين شرف و افتخار او است.
سپس اضافه مىكند:" آنها صاحبان دستهاى نيرومند و چشمهاى بينا بودند" (أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ).
چه تعبير عجيبى؟ صاحبان دست و چشم!" ايدى" جمع" يد" و" ابصار" جمع" بصر" به معنى" چشم" و" بينايى" است.
انسان براى پيشبرد هدفهايش نياز به دو نيرو دارد: نيروى درك و تشخيص، و نيروى كار و عمل، و به تعبير ديگر بايد از" علم" و" قدرت" كمك گرفت تا به هدف واصل گشت.
خداوند اين پيامبران را به داشتن" درك و تشخيص و بينش قوى" و" قوت