تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٢ - ١- درسهاى مهمى از داستان ايوب
د: اين ماجرا درس شكيبايى به همه مؤمنان راستين در تمام طول زندگى مىدهد، همان صبر و شكيبايى كه سرانجامش پيروزى در تمام زمينههاست، و نتيجهاش داشتن" مقام محمود" و" منزلت والا" در پيشگاه پروردگار است.
ه: آزمونى كه براى يك انسان پيش مىآيد در عين حال آزمونى است براى دوستان و اطرافيان او، تا ميزان صداقت و دوستى آنها به محك زده شود كه تا چه حد وفادارند، ايوب هنگامى كه اموال و ثروت و سلامت خود را از دست داد دوستانش نيز خسته و پراكنده شدند، و دوستان و دشمنان زبان به شماتت و ملامت گشودند، و بهتر از هر زمان خود را نشان دادند، و ديديم كه رنج ايوب از زبان آنها بيش از هر رنج ديگر بود، چرا كه طبق مثل معروف زخمهاى نيزه و شمشير التيام مىيابد، ولى زخمى كه زبان بر دل مىزند التيامپذير نيست! و: دوستان خدا كسانى نيستند كه تنها به هنگام روىآوردن نعمت به ياد او باشند، دوستان واقعى كسانى هستند كه در" سراء" و" ضراء" در بلا و نعمت، در بيمارى و عافيت، و در فقر و غنا به ياد او باشند، و دگرگونيهاى زندگى مادى ايمان و افكار آنها را دگرگون نسازد.
امير مؤمنان على ع در آن خطبه غرا و پرشورى كه در اوصاف پرهيزگاران براى دوست باصفايش" همام" بيان كرد، و بيش از يكصد صفت براى متقين برشمرد، يكى از اوصاف مهمشان را اين مىشمرد:
نزلت انفسهم منهم فى البلاء كالتى نزلت فى الرخاء:
" روح آنها به هنگام بلا همانند حالت آسايش و آرامش است" (و تحولات زندگى آنها را دگرگون نمىسازد).
ز: اين ماجرا بار ديگر اين حقيقت را تاكيد مىكند نه از دست رفتن امكانات مادى و روى آوردن مصائب و مشكلات و فقر دليل بر بىلطفى خداوند نسبت به انسان است، و نه داشتن امكانات مادى دليل بر دورى از ساحت قرب پروردگار،