تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - ٣- براى چنين مواهبى بايد تلاش كرد
پر بركت ..." (آيات ٣٢ تا ٤٣ سوره كهف).
در اين آيات آمده است كه يكى از آن دو نفر فردى بود بسيار خودخواه و مغرور و كمظرفيت و منكر معاد و ديگرى مؤمن و معتقد به قيامت و سرانجام آن مرد بىايمان مغرور در همين جهان نيز به مجازات الهى گرفتار شد و تمام اموال و ثروتش بر باد رفت [١] ولى لحن آيات مورد بحث با آيات سوره كهف چندان هماهنگ نيست و حكايت از دو داستان جداگانه مىكند.
بعضى ديگر از مفسران آن را ناظر به دو نفر شريك يا رفيق مىدانند كه ثروت زيادى داشتند، يكى انفاقهاى زيادى كرد، و ديگرى كه به اين امور اعتقادى نداشت خوددارى نمود، بعد از مدتى انفاق كننده نيازمند شد و مورد سرزنش رفيقش قرار گرفت، و با استهزاء به او گفت: أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ:
" آيا تو در راه خدا انفاق مىكنى" [٢] اما اين شان نزول متوقف بر اين است كه" مصدقين" را در آيات مورد بحث با تشديد" صاد" بخوانيم كه مربوط به انفاق و صدقه دادن بوده باشد.
در حالى كه در قرائت مشهور" مصدقين" بدون تشديد" صاد" است بنا بر اين شان نزول مزبور با قرائت مشهور سازگار نيست.
٣- براى چنين مواهبى بايد تلاش كرد
آيا سزاوار است انسان سرمايه گرانبهاى عمر و استعدادهاى خلاق خداداد را در امورى مصرف كند كه همانند حباب بر روى آب ناپايدار است؟ متاعى است كمارزش و بىدوام، متاعى است پرآفت و پر دردسر.
[١] تفسير فخر رازى جلد ٢٦ صفحه ١٣٩.
[٢] روح المعانى جلد ٢٣ صفحه ٨٣.