تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣ - تفسير جستجو از دوست جهنمى!
اكنون بنگر و ببين چه اشتباه بزرگى كردى؟ بعد از مرگ چنين حياتى بود و چنين ثواب و جزاء و كيفرى، اكنون همه حقائق بر تو آشكار شده ولى چه سود كه راه بازگشتى وجود ندارد! طبق اين تفسير دو آيه اخير از گفتار اين فرد بهشتى با رفيق دوزخيش مىباشد كه گفتههاى او را در زمينه انكار معاد به خاطرش مىآورد.
ولى جمعى از مفسران احتمال ديگرى در تفسير اين دو آيه دادهاند و آن اينكه گفتگوى فرد بهشتى با رفيق دوزخى پايان يافته، و دوستان بهشتى بار ديگر با هم سخن مىگويند، يكى از آنها از فرط خوشحالى صدا مىزند:" آيا به راستى ديگر ما نمىميريم" و در اينجا حيات جاودان داريم؟ آيا جز مرگ اول مرگ ديگرى در كار نخواهد بود؟ و اين لطف الهى بر ما جاودان مىماند و هرگز عذاب نخواهيم شد؟
البته اين سخنان از روى شك و ترديد نيست، از فرط وجد و سرور است، درست مثل اينكه گاهى انسان بعد از مدتى آرزو و انتظار به منزل وسيع و مرفهى دست مىيابد، با تعجب مىگويد: آيا اين مال من است؟ اى خداى من! چه نعمتى! آيا از من گرفته نخواهد شد؟
چه پيروزى و رستگارى از اين برتر كه انسان غرق نعمت جاودانى و حيات