تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٧
بخشيد" (وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ).
منظور از زمين در اينجا زمين بهشت است، و تعبير به" ارث" به خاطر آن است كه اين همه نعمت در برابر زحمت كمى به آنها داده شده، و مىدانيم ميراث چيزى است كه انسان براى آن معمولا زحمتى نكشيده است، و يا از اين نظر است كه هر انسانى مكانى در بهشت دارد و محلى در دوزخ هر گاه بخاطر اعمالشان دوزخى شود مكان بهشتى او را به ديگران مىسپارند و هر گاه بهشتى شود مكان دوزخيش براى ديگران باقى مىماند و يا به خاطر اين است كه آنها با نهايت آزادى مىتوانند از آن استفاده كنند همانند ميراث كه انسان در استفاده از آن كاملا آزاد است.
اين جمله در حقيقت تحقق عينى آن وعده الهى است كه در آيه ٦٣ سوره مريم آمده: تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيًّا: آن بهشتى است كه به بندگان پرهيزگارمان به ميراث مىدهيم".
در جمله سوم آزادى كامل خود را در استفاده از بهشت وسيع پروردگار چنين بيان مىكنند:" ما هر جا از بهشت را بخواهيم منزلگاه خود قرار مىدهيم (نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ).
از آيات مختلف قرآن استفاده مىشود كه بهشت مركب از باغهاى بسيارى است و لذا در قرآن تعبير به" جَنَّاتِ عَدْنٍ" (باغهاى جاويدان بهشت) (توبه- ٧٢) شده است، و بهشتيان، با توجه به سلسله مراتب و مقامات معنوى ساكن آنها مىشوند، بنا بر اين آزادى آنها در همان باغهاى وسيعى از بهشت است كه در اختيار آنها است، نه مقامات بالاترى كه خود را شايسته آن نمىبينند و اساسا هرگز چنين تقاضايى را هم ندارند.
بالآخره در آخرين جمله مىگويند:" چه خوب و جالب است پاداش و ثواب عملكنندگان به دستورات پروردگار" (فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ).
اشاره به اينكه اين مواهب وسيع را به" بها" مىدهند، به" بهانه" نمىدهند،