تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٩ - تفسير اگر مشرك شوى اعمالت بر باد مىرود!
مقدم داشتن" اللَّه" براى" حصر" است، يعنى معبود تو بايد منحصرا ذات پاك" اللَّه" باشد، و به دنبال آن دستور به شكرگزارى مىدهد، چرا كه شكر در برابر نعمتهايى كه انسان در آن غوطهور است هميشه نردبانى است براى" معرفة اللَّه" و نفى هر گونه شرك، شكر در برابر نعمت فطرى هر انسانى است و براى شكرگزارى قبل از هر چيز بايد شخص منعم را شناخت، و اينجاست كه خط شكر به خط توحيد منتهى مىشود، و بتها كه مبدء هيچ نعمتى نيستند كنار مىروند.
آرى سرچشمه شرك عدم معرفت صحيح در باره خداوند است، كسى كه بداند" اولا" او وجودى است بىپايان و نامحدود از هر نظر" ثانيا" آفرينش همه موجودات از ناحيه او است و حتى در بقاى خود هر لحظه به فيض وجود او نيازمندند" ثالثا" تدبير عالم هستى و گشودن گره تمام مشكلات و همه ارزاق به دست با قدرت او است، و حتى اگر شفاعتى هم انجام گيرد به اذن و فرمان او خواهد بود، معنى ندارد رو به سوى ديگرى آرد.
اصلا چنين وجودى با اين صفات دوگانگى براى او محال است زيرا دو وجود نامحدود از جميع جهات عقلا غير ممكن است (دقت كنيد).
سپس براى بيان عظمت و قدرت او از دو تعبير كنايى زيبا استفاده كرده