تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٨ - تفسير اگر مشرك شوى اعمالت بر باد مىرود!
و اما زيانكار شدن آنها به خاطر اين است كه بزرگترين سرمايههاى خود را كه عقل و خرد و عمر گرانبها است در اين بازار بزرگ تجارت دنيا از دست داده و" جز حسرت و اندوه متاعى نخريدند"! در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه مگر امكان دارد كه انبياى بزرگ الهى راه شرك پيش گيرند كه آيه فوق با اين لحن با آنها برخورد مىكند؟
پاسخ اين سؤال روشن است: انبيا هرگز مشرك نخواهند شد، هر چند قدرت و اختيار بر اين كار را دارند، و معصوم بودن به معنى سلب قدرت و اختيار نيست بلكه بالا بودن سطح معرفت آنها و ارتباط مستقيم و مستمرشان با مبدأ وحى مانع از اين است كه آنها حتى در يك لحظه فكر شرك به خود راه دهند، آيا طبيب هوشمند و حاذقى كه از تاثير يك ماده سمى بسيار خطرناك و كشنده به خوبى آگاه است هرگز ممكن است در حال اعتدال فكر خود را به آن آلوده سازد؟
هدف اين است كه از اهميت خطر شرك به همگان گوشزد شود تا مردم بدانند وقتى خداوند با پيامبران بزرگش اينچنين سخن مىگويد تكليف ديگران روشن است، و به تعبير ديگر: اين از قبيل ضرب المثل معروف عرب است" اياك اعنى و اسمعى يا جارة":" منظورم تويى ولى اى همسايه تو بشنو!".
همين معنى در حديثى از امام على بن موسى الرضا ع به هنگامى كه مامون سؤال از آياتى كرد نقل شده است كه امام فرمود:" منظور از اينگونه آيات امت است، هر چند مخاطب رسول خدا مىباشد" [١]
[١] همان مدرك.
[٢]" فا" در" فاعبد" ممكن است زائده باشد كه در اينگونه موارد براى تاكيد است، بعضى نيز گفتهاند كه جمله جزاى شرط محذوفى است، و در تقدير چنين است ان كنت عابدا فاعبد اللَّه، سپس شرط حذف شده، و مفعول بجاى آن مقدم داشته شده است.