تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨ - تفسير خداوند ارواح را به هنگام مرگ و خواب مى گيرد
چرا كه رابطه روح با جسم به هنگام خواب به حد اقل مىرسد و بسيارى از پيوندهاى اين دو قطع مىشود.
بعد مىافزايد:" ارواح كسانى را كه فرمان مرگ آنها را صادر كرده نگه مىدارد" (به گونهاى كه هرگز از خواب بيدار نمىشوند) و ارواح ديگرى را كه فرمان ادامه حياتشان داده به بدنهايشان باز مىگرداند تا سرآمد معينى" (فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى).
آرى" در اين مساله آيات و نشانههاى روشنى است براى كسانى كه تفكر مىكنند" (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ).
١- انسان تركيبى است از روح و جسم، روح گوهرى است غير مادى كه ارتباط آن با جسم مايه نور و حيات آن است.
٢- به هنگام مرگ خداوند اين رابطه را قطع مىكند، و روح را به عالم ارواح مىبرد و به هنگام خواب نيز اين روح را مىگيرد، اما نه آن چنان كه رابطه به كلى قطع شود، بنا بر اين روح نسبت به بدن داراى سه حالت است:
ارتباط تام (حالت حيات و بيدارى) ارتباط ناقص (حالت خواب) قطع ارتباط به طور كامل (حالت مرگ).
٣-" خواب" چهره ضعيفى از" مرگ" است، و" مرگ" نمونه كاملى از" خواب"! ٤- خواب از دلائل استقلال و اصالت روح است، مخصوصا هنگامى كه با" رؤيا" آنهم رؤياهاى صادقه توأم باشد اين معنى روشنتر مىشود.
٥- بعضى از ارواح هنگامى كه در عالم خواب رابطه آنها با جسم ضعيف