تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦ - تفسير سرنوشت اين پيشوايان و آن پيروان
(إِنَّا كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ).
اين سنت هميشگى ما است، سنتى كه از قانون عدالت نشات گرفته است.
آرى ريشه تمام انحرافات آنها تكبر و خود برتربينى، و زير بار حق نرفتن و بر سر سنتهاى غلط و تقاليد باطل اصرار و لجاجت ورزيدن، و به همه چيز غير از آن با ديده تحقير نگريستن بود.
نقطه مقابل روح استكبار همان خضوع و تسليم در برابر حق است كه اسلام واقعى همين است و بس، آن استكبار مايه تيره روزى است، و اين خضوع و تسليم خميرمايه سعادت.
جالب اينكه در بعضى از آيات قرآن عذاب الهى مستقيما در ارتباط با استكبار معرفى شده، چنان كه در آيه ٢٠ سوره احقاف مىخوانيم:" فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِ":" امروز عذاب خواركننده جزاى شما است به خاطر آنكه در زمين به ناحق استكبار مىكرديد".
شاعرش مىناميدند چون سخنانش آن چنان در دلها نفوذ داشت و عواطف انسانها را همراه خود مىبرد كه گويى موزونترين اشعار را مىسرايد، در حالى كه گفتارش ابدا شعر نبود، و مجنونش مىخواندند به خاطر اينكه رنگ محيط بخود