تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٥ - تفسير
امير مؤمنان على ع در باره پرهيزگاران اين حقيقت را به عاليترين وجهى توصيف فرموده است آنجا كه مىگويد:
اما الليل فصافون اقدامهم تالين لاجزاء القران يرتلونها ترتيلا يحزنون به انفسهم و يستثيرون به دواء دائهم، فاذا مروا بآية فيها تشويق ركنوا اليها طمعا و تطلعت نفوسهم اليها شوقا، و ظنوا انها نصب اعينهم، و اذا مروا بآية فيها تخويف اصغوا اليها مسامع قلوبهم و ظنوا ان زفير جهنم و شهيقها فى اصول آذانهم:
" آنها شب هنگام بپا مىخيزند، قرآن را شمرده و با تفكر تلاوت مىكنند، جان خويش را با آن در غمى دلپذير فرو مىبرند، و داروى درد خود را از آن مىطلبند، هر گاه به آيهاى كه در آن تشويق است برخورد كنند به آن دل مىبندند چشم جانشان با شوق تمام در آن خيره مىشود، و آن را نصب العين خود مىسازند، و هر گاه به آيهاى برسند كه در آن تخويف و انذار باشد گوش دل به آن فرا مىدهند گويى صداى نالهها و به هم خوردن زبانههاى آتش مهيب جهنم در گوششان طنينانداز است".
در پايان آيه، بعد از بيان اين اوصاف مىگويد:" در اين كتاب مايه هدايت الهى است كه هر كس را بخواهد به وسيله آن هدايت مىكند" (ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ).
درست است كه قرآن براى هدايت همگان نازل شده اما تنها حقطلبان و حقيقتجويان و پرهيزگاران از نور هدايتش بهره مىگيرند، و آنها كه دريچههاى قلب خود را عمدا به روى آن بستهاند و تاريكى تعصب و لجاجت بر روح آنها حكمفرماست نه تنها بهرهاى از آن نمىگيرند، بلكه بر اثر عناد و دشمنى بر ضلالتشان افزوده مىشود، لذا در دنبال اين سخن مىفرمايد:" و هر كس را خداوند گمراه سازد هادى و راهنمايى براى او نخواهد بود" (وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ).