تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١ - آخرين سخن در باره ابليس!
سپس در پايان اين سخن به چهار مطلب مهم در عباراتى كوتاه و روشن اشاره مىكند:
در مرحله اول مىفرمايد" بگو من از شما هيچ اجر و پاداشى نمىطلبم" (قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ).
و به اين ترتيب به بهانههاى بهانهجويان پايان مىدهد، و روشن مىسازد كه من تنها طالب نجات و سعادت شما هستم، نه پاداش مادى از شما مىخواهم نه معنوى، نه تقدير و نه شكرگزارى، نه مقام و نه حكومت. پاداش من تنها بر خداست، همانگونه كه در آيات ديگرى از قرآن مجيد از قبيل آيه ٤٧ سوره سبأ به آن تصريح شده است" إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ".
اين خود يكى از دلائل صدق پيامبر ص است چرا كه مدعى دروغين براى مطامعى دعوى خود را مطرح مىكند، و مطامعش از خلال سخنانش به هر صورت آشكار خواهد شد.
در مرحله دوم مىگويد:" من از متكلفين نيستم" سخنانم مقرون به دليل و منطق است، و هيچگونه تكلفى در آن وجود ندارد، عباراتم روشن و سخنانم خالى از هر گونه ابهام و پيچيدگى است (وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ).
در حقيقت جمله اول از اوصاف دعوتكننده سخن مىگويد، و جمله دوم از چگونگى دعوت و محتواى آن، و در واقع مصداق" آفتاب آمد دليل آفتاب" است.
آرى مهم آنست كه مردم از غفلت به درآيند و به تفكر و انديشه پردازند،