تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠ - آخرين سخن در باره ابليس!
نخست در پاسخ" ابليس" كه تهديد كرد تمام انسانها را به جز" مخلصين" اغوا مىكند خداوند" فرمود: به حق سوگند، و حق مىگويم" (قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ) [١]
آنچه از آغاز سوره تا به اينجا بوده همه حق بوده است، و آنچه پيامبران بزرگى كه گوشهاى از زندگانيشان در اين سوره آمده به خاطر آن پيكار و مبارزه كردند حق بوده، سخن از قيامت و عذاب دردناك طاغيان و انواع مواهب بهشتيان كه در اين سوره به ميان آمد همه حق بود، پايان سوره نيز حق است و خداوند به حق سوگند ياد مىكند و حق مىگويد كه جهنم را از شيطان و پيروانش پر مىكند تا در برابر حرف ابليس در مورد اغواى انسانها كه با قاطعيت ادا شد پاسخ قاطعى بيان فرموده باشد و تكليف همه را روشن كند.
به هر حال اين دو جمله مشتمل بر تاكيدات فراوانى است: دو بار روى مساله" حق" تاكيد كرده و سوگند ياد نموده، و جمله" لأملأن" نيز با نون تاكيد ثقيله همراه است،" اجمعين" نيز تاكيد مجددى بر همه اينهاست، تا كسى كمترين ترديد و شكى در اين باره به خود راه ندهد كه براى شيطان و پيروانش راه نجاتى نيست و ادامه خط آنها به دار البوار منتهى مىگردد.
[١] در تركيب اين جمله سخن بسيار است ممكن است" الحق" مبتدا باشد و" قسمى" كه خبر آن است محذوف شده، و نيز ممكن است خبر آن" قولى" باشد (فالحق قولى) اين احتمال نيز وجود دارد كه خبر مبتداى محذوفى باشد و در تقدير (هذا هو الحق) يا (انا الحق) بوده است.