تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢ - تفسير من يك بيم دهندهام!
" من از ملاء اعلى، و فرشتگان عالم بالا به هنگامى كه در باره آفرينش انسان گفتگو و مخاصمه مىكردند خبر ندارم" (ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ).
گر چه فرشتگان، جدال و مخاصمهاى با پروردگار نداشتند، ولى همين اندازه كه به هنگام خطاب خداوند به آنها كه" من مىخواهم خليفهاى در زمين بيافرينم" آنها به گفتگو پرداختند و عرض كردند:" آيا مىخواهى كسى را بيافرينى كه فساد و خونريزى كند"؟ كه در پاسخ آنها فرمود:" من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد" (آيه ٣٠- سوره بقره) به اين گفتگوها" مخاصمه" اطلاق شده است كه يك اطلاق مجازى است، و همانگونه كه اشاره كرديم اين در حقيقت مقدمهاى است براى آيات بعد كه پيرامون آفرينش آدم سخن مىگويد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه" ملاء اعلى" مفهوم وسيعى دارد كه حتى شيطان را شامل مىشود، چه اينكه آن روز شيطان در زمره فرشتگان بود و به مخاصمه با خدا برخاست و زبان به اعتراض گشود، و به همين دليل براى هميشه مطرود درگاه حق شد، ولى تفسير اول مناسبتر است.
در روايات متعددى كه از طرق شيعه و اهل سنت نقل شده مىخوانيم كه پيامبر ص از يكى از يارانش پرسيد:
ا تدرى فيما يختصم الملأ الاعلى؟:
" آيا مىدانى فرشتگان عالم بالا در چه چيز بحث و گفتگو مىكنند"؟! عرض كرد: نه.
فرمود:
اختصموا فى الكفارات و الدرجات، فاما الكفارات فاصباغ