تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - تفسير آيا ما و پدرانمان زنده مىشويم؟
يك بار به ثبوت رسيده بود، بعلاوه آفرينش آسمانها و زمين با آن همه عظمت جاى ترديد در قدرت بىپايان حق براى كسى باقى نمىگذارد.
قابل توجه اينكه آنها گفتههاى خود را در مقام انكار با انواع تاكيدها مؤكد مىساختند (چرا كه جمله أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ هم" جمله اسميه" است، و هم" ان" و" لام" كه هر كدام براى تاكيد مىباشد در آن به كار رفته) و اين به دليل جهل و لجاجت آنها بود.
اين نكته نيز قابل دقت است كه" تراب" (خاك) در آيه فوق بر" عظام" (استخوانها) مقدم داشته شده، اين امر ممكن است اشاره به يكى از سه نكته باشد:
نخست اينكه گر چه انسان بعد از مرگ ابتداء به صورت استخوان و بعد خاك در مىآيد ولى چون بازگشت خاك به حيات عجيبتر است مقدم ذكر شده.
ديگر اينكه هنگامى كه بدن مردگان متلاشى مىشود نخست گوشتها تبديل به خاك مىگردد و در كنار استخوانها قرار مىگيرد، بنا بر اين در آن واحد هم خاك است و هم استخوان.
و ديگر اينكه" تراب" اشاره به جسدهاى نياكان دور است و" عظام" اشاره به بدنهاى پدران است كه هنوز كاملا تبديل به خاك نشده است.
[١]" داخر" از ماده" دخر" (بر وزن فخر) و" دخور" هر دو به معنى ذلت و حقارت است، آيه فوق در حقيقت جمله مقدرى دارد كه جواب اصلى همان بوده و بقيه چيزى اضافه بر آن است تا سخن قاطعيت بيشترى پيدا كند تقدير چنين بوده" نعم انكم مبعوثون حالكونكم داخرين".