تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٢ - در اينجا دو سؤال مطرح است
بازگو كردهاند، و گفتهاند نه مقام نبوت و حكومت الهى به انگشتر وابسته است.
و نه هرگز خداوند اين مقام را از پيامبرى گرفته، شيطانى را به صورت پيامبرى درآورده، تا چه رسد به اينكه چهل روز بر جاى او بنشيند و ميان مردم حكومت و قضاوت كند [١]
و ملك و حكومتى به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچكس نباشد كه تو بسيار بخشندهاى" (وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ).
١- آيا از اين تقاضاى سليمان استشمام بخل نمىشود؟
در پاسخ اين سؤال مفسران مطالب بسيارى دارند كه قسمت مهمى از آن با ظاهر آيات ناهماهنگ است، آنچه از همه مناسبتر و منطقىتر به نظر مىرسد اين است كه:
او از خداوند يك نوع حكومت مىخواست كه توأم با معجزات ويژهاى بوده باشد، و حكومت او را از ساير حكومتها مشخص كند، زيرا مىدانيم هر پيامبرى معجزه مخصوص به خود داشته موسى ع معجزه عصا و يد بيضا داشت، آتش براى ابراهيم سرد و خاموش شد، معجزه صالح ناقه مخصوص او بود، و معجزه پيامبر اسلام قرآن مجيد بود، سليمان نيز حكومتى داشت آميخته با اعجازهاى
[١] براى اينكه روشن شود ريشه اين خرافات كتب يهود است به كتاب" اعلام قرآن" بحث سليمان در افسانهها صفحه ٣٩٢ مراجعه شود.