تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٧ - تفسير حكم به عدالت كن و از هواى نفس پيروى منما!
در حقيقت بحث معاد با تمام شؤونش در اين آيه و آيه قبل به طور مستدل بيان شده است:
از يك سو مىگويد: حكمت آفريدگار ايجاب مىكند كه آفرينش جهان هدفى داشته باشد (و اين هدف بدون جهان ديگر حاصل نمىگردد چرا كه چند روزه زندگى دنيا بىارزشتر از آن است كه بتواند هدف اين آفرينش بزرگ باشد).
از سوى ديگر حكمت و عدل او ايجاب مىكند كه نيكان و بدان و عادلان و ظالمان يكسان نباشند، و اين است مجموعه رستاخيز و پاداش و كيفر و بهشت و دوزخ.
از اين گذشته هنگامى كه به صحنه جامعه انسانى در اين دنيا مىنگريم فاجران همرديف مؤمنان و بدان را در كنار نيكان مىبينيم، بلكه در بسيارى از موارد مفسدان بدكار را در تنعم و رفاه بيشترى مىيابيم، اگر بعد از اين جهان عالم ديگرى نباشد كه عدالت در آن اجرا شود وضع اين جهان هم مخالف" حكمت" است و هم بر خلاف" عدل" و اين خود دليل ديگرى بر مساله معاد محسوب مىشود.
به تعبير ديگر: براى اثبات معاد گاهى از طريق برهان" حكمت" استدلال مىشود و گاه از طريق برهان" عدالت" آيه قبل به استدلال اول نظر دارد و آيه بعد به استدلال دوم.