تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٦ - تفسير حكم به عدالت كن و از هواى نفس پيروى منما!
نشات گيرد كه براى عالم هدفى قائل است، و نظامى حساب شده كه حكومت نيز بايد در مسير آن باشد. و اگر دنياى الحادى امروز در حكومتش، در جنگ و صلحش، و در اقتصاد و فرهنگش، به بنبست رسيده، ريشه اصلى آن را در همين امر بايد جستجو كرد، و نيز به همين دليل است آنها پايه فعاليتهاى خود را بر" زور و سلطه" قرار مىدهند، و براى هر كس همان قائلند كه مىتواند با زور و ستم به دست آورد، و چه وحشتناك است دنيايى كه بر اين طرز فكر پىريزى و اداره شود.
به هر حال خداوند حكيم است و ممكن نيست اين عالم بزرگ را بدون هدف بيافريند، اين هدف در صورتى تامين خواهد شد كه اين عالم مقدمهاى باشد براى جهانى وسيعتر و گستردهتر، جهانى كه به ابديت به پيوندد، و مشروعيت عالم دنيا را توجيه كند.
نه بىهدفى در خلقت ممكن است، و نه مساوات صالحان و طالحان، چرا كه گروه اول در مسير اهداف آفرينش گام برمىدارند و به سوى مقصد پيش مىروند، اما گروه دوم در جهت مخالف قرار گرفتهاند.
[١] بعضى از مفسران تصريح كردهاند كه" ام" در اينجا به معنى" بل" براى اضراب است، ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه" ام" براى عطف بر استفهام محذوفى بوده باشد، و در تقدير چنين است:" أ خلقنا السماوات و الارض باطلا ام نجعل المتقين كالفجار".