تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣ - تفسير حكم به عدالت كن و از هواى نفس پيروى منما!
بنا بر اين هر جا گمراهى است پاى هواى نفس در ميان است، و هر جا هواى نفس است نتيجه آن گمراهى است.
حاكمى كه پيرو هواى نفس باشد منافع و حقوق مردم را فداى مطامع خويش مىكند، و به همين دليل حكومتش ناپايدار و مواجه با شكست خواهد بود.
ممكن است هواى نفس در اينجا معنى وسيعى داشته باشد كه هم هواى نفس خود انسان را شامل شود، و هم هواى نفس مردم را، و به اين ترتيب قرآن قلم بطلان بر مكتبهايى كه پيروى از افكار عمومى را- هر چه باشد- براى حكومتها لازم مىشمرند مىكشد، چرا كه نتيجه هر دو گمراهى از طريق خدا و صراط حق است.
ما امروز شاهد آثار نكبتبار اين طرز تفكر در دنياى به اصطلاح متمدن هستيم كه گاهى شنيعترين اعمال زشت را به خاطر تمايلات مردم شكل قانونى داده، و رسوايى را به حد اعلى رساندهاند كه قلم از شرح آن شرم دارد.
درست است كه پايههاى حكومت بايد بر دوش مردم باشد، و با مشاركت عموم تحقق يابد، اما اين به آن معنى نيست كه معيار حق و باطل در همه چيز و در همه جا تمايلات اكثريت باشد.
حكومت بايد چهارچوبهاى از حق داشته باشد اما در پياده كردن اين چهارچوب از نيروى جامعه كمك گيرد. و معنى جمهورى اسلامى كه ما خواهان آن هستيم و از دو كلمه" جمهورى" و" اسلامى" تركيب يافته نيز همين است و به تعبير ديگر اصول از مكتب گرفته مىشود و اجرا با مشاركت مردم (دقت كنيد).
بالآخره در پنجمين جمله به اين حقيقت اشاره مىكند كه گمراهى از طريق حق از فراموشى" يوم الحساب" سرچشمه مىگيرد و نتيجهاش عذاب شديد الهى است.