تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١١ - تفسير وقت نجات شما گذشته است
" و به هنگام نزول عذاب فرياد استغاثه آنها بلند شد، اما چه سود كه دير شده بود، و زمان نجات سپرى شده بود" (فَنادَوْا وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ).
آن روز كه پيامبران الهى و اولياى حق آنها را اندرز دادند و از عاقبت شوم اعمالشان بر حذر داشتند نه تنها گوش شنوا نداشتند بلكه به استهزاء و سخريه و آزار مؤمنان و حتى قتل آنها پرداختند، و فرصتها از دست رفت و پلهاى پشت سر ويران گشت، و در حالى عذاب استيصال براى نابودى آنها نازل شد كه درهاى توبه و بازگشت همه بسته شده بود و فريادهاى استغاثه آنها به جايى نرسيد! واژه لات براى نفى است و در اصل" لاء نافيه" بوده، و" تاء تانيث" براى تاكيد بر آن افزوده شده است [١]" مناص" از ماده" نوص" به معنى پناهگاه و فريادرس است، مىگويند عرب هنگامى كه حادثه سخت و وحشتناكى رخ مىداده مخصوصا در جنگها اين كلمه را تكرار مىكرد و مىگفت" مناص، مناص" يعنى پناهگاه كجا است، پناهگاه كجاست؟ و چون اين مفهوم با فرار مقارن است گاهى به معنى محل فرار نيز آمده است [٢] به هر حال اين غافلان مغرور تا فرصت در دست داشتند كه به آغوش پر مهر لطف خدا پناه برند از آن استفاده نكردند، و به هنگامى كه فرصتها از دست رفت
[١] بعضى نيز" تا" را" زائده" و براى مبالغه دانستهاند (مانند علامه) همانگونه كه بعضى" لا" را در اينجا" نافية للجنس" دانستهاند، و بعضى" مشبه به ليس" و به هر حال بعد از اضافه" تا" به آن احكام ويژهاى پيدا مىكند از جمله اينكه حتما در مورد زمان به كار مىرود، ديگر اينكه دائما اسم يا خبر آن محذوف است، و تنها يكى از اين دو در كلام ذكر مىشود، بنا بر اين جمله" وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ" در تقدير" و لات الحين حين مناص" بوده است.
[٢] مفردات راغب تفسير فخر رازى، تفسير روح المعانى و كتاب مجمع البحرين ماده" نوص".