تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧ - شان نزول
است! او را بخوان و به او دستور ده دست از خدايان ما بردارد تا ما هم ناسزا به خداى او نگوئيم! ابو طالب كسى را خدمت پيامبر ص فرستاد، هنگامى كه پيامبر ص وارد خانه شد و به اطراف اطاق نگاه كرد ديد كسى جز مشركان در كنار ابو طالب نيست، گفت:
السلام على من اتبع الهدى
" سلام بر كسانى كه پيرو هدايتند"! سپس نشست، ابو طالب سخنان آنها را براى پيامبر ص شرح داد.
پيامبر ص در جواب فرمود:
او هل لهم فى كلمة خير لهم يسودون بها العرب و يطاون اعناقهم:
" آيا آنها حاضرند جملهاى را با من موافقت كنند و در سايه آن بر تمام عرب پيشى گيرند و حكومت كنند"؟! ابو جهل (كه از اين سخن به وجد آمده بود و انتظار داشت كليد حكومت بر عرب را از دست پيامبر بگيرد) گفت: بله موافقيم، منظورت كدام جمله است؟
پيغمبر ص فرمود:
تقولون لا اله الا اللَّه!:
" بگوئيد معبودى جز اللَّه نيست"! (و اين بتها را كه مايه بدبختى و ننگ و عقبافتادگى شماست دور بريزيد).
هنگامى كه حضار اين جمله را شنيدند آن چنان وحشت كردند كه انگشتها در گوش گذاردند و با سرعت خارج شدند، و مىگفتند، چنين چيزى را تا كنون نشنيدهايم، اين يك دروغ است.
اينجا بود كه آيات آغاز سوره" ص" نازل شد [١]
[١]" اصول كافى" (طبق نقل نور الثقلين جلد ٤ صفحه ٤٤١).